Image

چه مي دونستم مي تونم خلبان گلايدر بشم. دست زمونست ديگه.


 سعيد    نظرات (1)    یادگاری  ( پنج شنبه 25 دی 1387  23:11:54 - بازديد : 287 )
 

برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای اميد سپيد
همه آلودگي‌ست اين ايام

راه شومی‌ست می زند مطرب
تلخواری‌ست می چكد در جام

اشكواری‌ست می كشد لبخند
ننگواري‌ست می تراشد نام

مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی كه برگسيخته دام

ره به هموار جای دشت افتاد
ای دريغا كه برنيايد گام

کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته‌ایم از کام

خام سوزيم الغرض بدرود
تو فرود آی برف تازه سلام!


شعري از احمد شاملو | از دفتر باغ آينه



پ ن 1 : قرار هست از این به بعد من(ارکیده) اینجا بنویسم، حس جالبی هست انگار یکی خونش رو با تو تقسیم کرده یا اینکه کلید خونش رو داده به تو که تو گهگاه قدم بزنی، از روی خاطره ها عبور کنی، گاهی به سر و روی خونه برسی، گلاش رو آب بدی، مراقب باشی تو این برف و سرمای دی ماه یه وقتی شمعدونی هاش یخ نزنن و خلاصه که سلام .

پ ن 2 : كاش دستانم آنقدر بزرگ بود كه مي توانست چشمان گذشته را بگيرد . يا تو را بلند كند و جايي ببرد كه آسمانش براي لبخند تو ببارد يا ...
نمي دانم ، آنقدر كوچك بود تا بي هيچ ، خجالتي اشك هايت را پاك مي كرد بي آنكه ردي بگذارد .
كاش ...
كاش ، دست هايم اينقدر خالي نبود.
 اركيده    نظرات (2)    یادگاری  ( سه شنبه 18 دی 1386  02:08:07 - بازديد : 521 )
 
صفحه : 1






نظر شما درباره قالب وبلاگ چيست؟

 زیباست
 کم رنگ است
 مناسب است
 نا مناسب است

 

آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.


تعداد افراد آنلاين: 3 نفر

 

RSS - XML - 

Powered by : homablog ver2.2