پ ن 1 : قرار هست از این به بعد من(ارکیده) اینجا بنویسم، حس جالبی هست انگار یکی خونش رو با تو تقسیم کرده یا اینکه کلید خونش رو داده به تو که تو گهگاه قدم بزنی، از روی خاطره ها عبور کنی، گاهی به سر و روی خونه برسی، گلاش رو آب بدی، مراقب باشی تو این برف و سرمای دی ماه یه وقتی شمعدونی هاش یخ نزنن و خلاصه که سلام .
پ ن 2 : كاش دستانم آنقدر بزرگ بود كه مي توانست چشمان گذشته را بگيرد . يا تو را بلند كند و جايي ببرد كه آسمانش براي لبخند تو ببارد يا ...
نمي دانم ، آنقدر كوچك بود تا بي هيچ ، خجالتي اشك هايت را پاك مي كرد بي آنكه ردي بگذارد .
كاش ...
كاش ، دست هايم اينقدر خالي نبود.
اركيده نظرات (2)
یادگاری
( سه شنبه 18 دی 1386 02:08:07 - بازديد : 521 )
آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.