نخستين شب از كنسرت محمدرضا شجريان و گروه «شهناز» شامگاه گذشته درحالي آغاز شد كه جمعيت انبوهي تمامي صندليهاي اين مجموعه را پُركرده بود و مثل تمام اجراهاي اين گروه بليتهاي آن مقابل درهاي ورودي توسط مردم و البته بههمان قيمت واقعي آن به فروش ميرسيد و بعد از ورود تماشاگران، داخل مجموعه تمامي بليتها توسط دستگاه چك و در كامپيوتر ثبت ميشد.
اين درحالي بود كه با وجود بازشدن درهاي ورودي تالار از دقايقي قبل از ساعت 20 بازهم، اين برنامه با تاخيري 45 دقيقهاي آغاز شد و با اجراي چهارساعته تا يك بامداد ادامه داشت.
گروه «شهناز» بخش اول اين كنسرت را با عنوان «مرغ خوشخوان» كه تمام قطعات آن از ساختهي محمدرضا شجريان و با تنظيم مجيد درخشاني بود در دستگاه «شور» و با اجراي پيشدرآمدي آغاز كرد.
«سوزني»، «زخمهي تار» و «ضرب تنبك» بههمراه «صراحي» ساز جديدش و «سهتار» و «قيچك» ،
«رباب»، «عود»، «قانون» و «سنتور» و با ناي «به بانگ چنگ مخور مي كه محتسب تيز است» ادامه يافت و شجريان تصنيف «پيام نسيم» را چنين خواند:
«به آب ديده بشوييم خرقهها از مي
كه موسم فرح و روزگار پرهيز است»
«زكوي يار ميآيد، نسيم باد نوروزي
از اين باده مدد خواهيم، چراغ دل برافروزيم»
و سپس با تكنوازي «بمتار» كه از سازهاي ساختهي خود شجريان بود، برنامه با سازوآواز، چهار مضراب، آواز مثنوي و نهايتا اجراي تصنيف «مرغ خوشخوان» ادامه پيدا كرد.
«يوسف گمگشته بازآيد به كنعان غممخور
كلبهي احزان شود روزي گلستان غممخور»
بعد از استراحت بيستدقيقهاي گروه در بخش دوم محمدرضا شجريان با خيرمقدم بهتمام حاضران و تشكر از مسوولان وزارت كشور و تالار كه نهايت همدلي و همراهي را با او و گروهش داشتند، گفت: دراين برنامه علاوه براجراي قطعاتي، قصد داشتيم تا سهساز جديدي را كه از ساختههاي خودم است به شما معرفي كنم.
او اضافه كرد: ساز «صراحي» همان طور كه در بروشورهاي برنامه دربارهي آن توضيح دادهام، از خانوادهي «كمانچه» و «قيچك» است و امكانات سازهاي خانواده «ويولن» را از نظر نوازندگي و وسعت صدا دارد، كه درحال حاضر بيشترين نياز ما چهار اندازه «سوپرانو»، «آلتو» ، «باس» و «كنترباس» دراين ساز است و امكان ويژهي آن تعويض صفحهي آن است كه باعث تغيير در رنگ صوتي اين ساز ميشود و اين صفحه كه حكم تارهاي صوتي ساز را دارد، پوستي و گاه پوست همراه با چوب است و اين ساز را نوازندگان كمانچه، قچك، ويولن، ويولنسل و كنترباس به راحتي ميتوانند بنوازند.
دراجراي شبگذشته گروه شهناز، در بخش «شور» سينا جهان آبادي و در بخش «همايون» مهرداد ناصحي با اجراي «آلتو» اين ساز را نواختند.
شجريان در ادامهي صحبتهاي خود با اشاره به معرفي دوساز ديگر دستسازش، گفت: از سال 1340 روي سنتور و زيباتركردن صداي آن كاركردهام و اين اواخر با تحقيقات تخصصي كه روي آن داشتم به نتايج خوبي رسيدم تا كيفيت صدا را هم بالا ببرم، بهطوريكه همه جاي ساز سنتور صدايي يكدست داشته باشد.
اوهمچنين دربارهي ساز «بمتار» هم توضيح داد: طي همهي اين سالها نياز بود تا صداهاي بيشتري براي بم اركستر داشته باشيم و بعد از جستوجوي بسيار براي پيداكردن سيمهاي مختلف در تمام دنيا، موفق به طراحي بمتار شدم.
او ادامه داد: متاسفانه فرصت كافي نداشتيم تا نتهايي هماهنگ با اجراي گروه براي اين ساز بنويسيم و تنها اجرايي مجزا براي ساز در نظر گرفتيم، ولي در برنامههاي آينده گروه، قطعا نتهايي هماهنگ با بقيهي گروه براي آن تنظيم خواهيم كرد.
بعد از توضيحات شجريان پيش درآمد بخش دوم اين كنسرت با تكنوازي رامين صفايي كه با سنتور ساختهي شجريان، ادامه پيدا كرد و درادامه قطعات «زنگ شتر» برگرفته از رديف ميرزا عبدالله ، ساز و آواز (غزل حافظ)، تصنيف «چشمياري» ساختهي محمدرضا شجريان با تنظيم مجيد درخشاني كه از غزليات حافظ بود، تصنيف «باد صبا» ساختهي حسامالسلطنه مراد و تنظيم مجيد درخشاني از سرودههاي ملكالشعراي بهار، آواز شوشتري از سرودههاي سعدي، چهارده مضراب «بيداد» از ساختههاي مجيد درخشاني، سازوآواز با غزل سعدي و با تصنيف «رندان مست» ساختهي مجيد درخشاني باغزل مولانا كه همگي در دستگاه همايون اجرا شدند.
باوجود طولانيشدن برنامه و با وجود اينكه پاسي از نيمهشب گذشته بود، بعد از پايان قطعات بخش دوم كنسرت و با بلندشدن گروه اجرايي، براي چندمين بار تماشگران درخواست اجراي «مرغ سحر» را داشتند كه گروه با اجراي «مرغ سحر» نخستين شب از كنسرت خود را پايان داد.
با فرارسيدن ماه مبارك رمضان، حتي آنها كه اصلا اهل موسيقي ملي ايران و به خصوص
آوازهاي روح نواز استاد شجريان هم نيستند، رفاقتي صميمي و از عمق جان با صداي دل انگيز استاد برقرار مي كنند. چرا؟ چون لحظه لحظه هاي دوست داشتني و پربركت افطار، آن لحظاتي كه روزده دار آمده است تا پس از يك روز روزه داري براي پروردگار و دوري جستن از شهوات جسمي و تني، خود را در چشمه ساز لذت روحاني شستشو دهد، براي مسلمانان ايراني، با صداي استاد شجريان پيوندي نا گسستني دارد. سال هاست که برای افطار، ابتدا مناجات افشاری استاد، و سپس ربنا را شنیده ایم.
مگر مي شود لذت شنيدن " ربنا " ي استاد شجريان را در هنگام افطار كسي كتمان كند؟ و مگر هست كسي كه آن مناجات معروف را كه استاد در مثنوي افشاري يا به اصطلاح مثنوي پيچ خوانده اند و سال هاست در لحظات قبل از اذان پخش مي شود شنيده باشد و سر به دامان تامل نبرده باشد؟ كه چند خوردي چرب و شيرين از طعام ... امتحان كن چند روزي با صيام .
ربنا ...
بارها و بارها در سايت ها و وبلاگ هاي مختلف، " ربنا " استاد شجريان را براي دانلود قرار داده اند و مشتاقان نيز در آلبوم "به ياد پدر " استاد كه شامل تلاوت هاي قرآن توسط ايشان است آن را شنيده اند، اما، به راستي چند بار شده است كه از خود بپرسيم اين ربناها كجاي قرآن هستند ؟ استاد كجاي كتاب خدا را دارد مي خواند؟ و اصلا به چه معناست ؟ اين شد كه تصميم گرفتم ضمن اينكه فايل مناجات "ربنا " را براي دانلود مي گذارم، آن چه استاد در اين مناجات مي خواند را برايتان بياورم ، جالب است كه استاد در اين قطعه، 4 دعا كه با ربنا شروع مي شود را مي خوانند و اين 4 قطعه از سوره مختلف ( آل عمران - مومنون - كهف و بقره ) انتخاب شده اند و جز در مورد ربناي اول در سه مورد ديگر همه آيه قرائت نمي شود بلكه از سر كلمه "ربنا " خوانده مي شود. در زير ضمن اينكه لينك دانلود " ربنا " را مي بينيد، متن آن را نيز مرور مي كنيد :
( ترجمه آيات از ترجمه مهدي الهي قمشه اي عينا رونويسي شده اند، در ضمن در تايپ آيات نهايت دقت را نمودم كه غلطي نداشته باشد اما دوستان اگر متوجه غلط تايپي شدند لطفا من را مطلع كنند. )
** ربناي اول
** سوره آل عمران از سوره هاي مدني - آيه شماره 8
متن عربي :
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب .
ترجه فارسي :
بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدايت فرمودي، و به ما از لطف خويش اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت .
** ربناي دوم
** سوره مومنون از سوره هاي مكي - آيه شماره 109
متن عربي :
انه كان فريق من عبادي يقولون ربنا ءامنا فاغفرلنا وارحمنا و انت خير الرحمين .
ترجمه فارسي :
زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي .
** ربناي سوم
** سوره كهف از سوره هاي مكي - آيه شماره 10
متن عربي :
اذ اول الفتيه ال الكهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنك رحمه و هيي لنا من امرنا رشدا.
ترجمه فارسي :
آنگاه كه آن جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز .
** ربناي چهارم
** سوره بقره از سوره هاي مدني - آيه 250
متن عربي :
و لما برزوا لجالوت و جنوده قالو ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكفرين .
ترجمه فارسي :
چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما .
مناجات در مثنوی افشاری...
و اما مناجاتي كه استاد در مثنوي افشاري مي خوانند نيز براي گوش هاي روزه دار در هنگام افطار كاملا آشنا و صميمي است. اين قطعه با اشعار محمدجلال الدين رومي ( مولانا ) و از مثنوي معنوي مي باشد. در زير ضمن اينكه لينك دانلود اين قطعه را مي بينيد، شعر آن را نيز خواهيد خواند. ( البته من با توجه به سواد كم و بضاعت مختصر خودم شعر را نوشتم كه اگر غلطي دارد لطفا دوستان به من تذكر دهند )
اميدوارم اين قطعات، دليلي باشد بر اين مدعاي صحيح، كه موسيقي ملي و اصيل ايراني، پيوندي عميق با فطرت پاك بشري و روح مصفاي انساني دارد و پدپده اي به دور از ابتذال و حقارتهاي جسمي مي باشد. در اين ماه مبارك، ما را از دعاي خير خود فراموش نكنيد.
سعيد نظرات (1)
روز نوشته ها
( سه شنبه 11 شهريور 1387 19:15:26 - بازديد : 319 )
هر روز به اين هم فكر مي كنم كه آيا مي شود در موقعيتي باشي كه تصور كني توي بدترين شرايطي، و انتظار روزهايي رو داري كه همه چيز تغيير كنه و بهتر بشه، در صورتي كه كم كم كه جلوتر رفتي و خوب فكر كردي مي بيني بهترين روزها، روزهايي هستند كه منتظر روزهاي بهتري بودي! حداقل هميشه براي من كه اينطوري بوده.
داستان هاي جالبي داره اين زندگي و بازي هاي سرگرم كننده بسياري. و بنظر مي ياد همشون نسبي باشند.
يه سوال : توي اين دنيا كجا بايد دنبال مطلق گشت؟
هر روز به اين فكر مي كنم كه بهترين روزهاي من، بودن در كنارت، توي بيمارستانه!
سعيد نظرات (4)
روز نوشته ها
( دو شنبه 20 مرداد 1387 01:24:18 - بازديد : 294 )
من ِ او رضا امیر خانی را بسیار دوست دارم، شاید جز معدود کتابهایی هست که وقتی برای خوندن به امانت گرفتم بعد از اتمام، رفتم و خود کتاب رو خریدم.
شخصیت درویش مصطفی و حرفهای عارفانه، عاشقانه او، بیشتر از همه به دل می شینه، حرفهایی که همه از ضمیر پاک و روشن او حکایت می کنه .
نقل به مضمون ِ یکی از حرفهای درویش مصطفی به علی شخصیت اصلی داستان:
«راستی آجر ما هر کدوم کجا بود ؟ کی باعث شد آجر ما کنار هم قرار بگیره ؟ اصلا اصل آجر ها باید کجا باشه ؟ کاش زودتر این اجر ها سر جای خودش قرار بگیره.»
اركيده نظرات (1)
روز نوشته ها
( چهار شنبه 3 بهمن 1386 00:36:46 - بازديد : 255 )
ديشب با يكي از دوستان حواشي ساعات هفت داشتيم از دفتر رهگذر خانه مي شديم. في مابين داخل ماشين موزيكي در جريان بود. گير كه چرا آهنگ گذاشتي، حالا آهنگ خاصي هم نبود، از اين شعرهای مصيبت بار كه با آهنگ شاد مي خوانند. مثل یک آبنبات ترش. گفتم چرا؟ گفت اين روزها مي بايست حس، گرفتگي و افسوس داشته باشيم. منم گفتم وا!!
خنده ام گرفت، ياده حرف ديروز مجري راديو افتادم كه با تاسف و سوز مي گفت امام حسين: در جنگ زماني كه داشت ضربه شمشير مي زد يارانش را براي زندگي بهتر راهنمايي مي كرد. جالب نيست به نظر شما! يقينا" كسي اونجا براي مكتوب كردن سخنان امام حسين در جنگ حظور داشته! از اين سخنان مي شه برداشت كرد كه اولين بار امام حسين نمونه استفاده جعبه سياه رو ابداع كرده!!
خلاصه صحبتمان بالا گرفت، من در جواب سخنان ايشان فرمودم اين گريه و عزاداري و شاواش دادن مردم ايران براي كار امام حسين كار صحيحي نيست. از ديد من بايد هدف ايشان بررسي بشه. بنظرم هدف امام حسين براي اين اقدام ( اميدوارم بدانيد كه امام حسين در جنگ با ايران حظور داشت و در كنار ياران يزيد با ايرانيان جنگيد، البته با نام گسترش اسلام كه بعدها فهميدم بيشتر دليل حمله اعراب براي ثروت ايران و غرامت جنگي و زنهاي ايراني بوده است.) نگرش اشتباه يزيد به اسلام بوده است. چون يزيد در آن زمان فرمول استفاده دين را براي حكومت كردن مطلق بر آدميان را فهميده بود و از اسلام خوب سود مي جست. و امام حسين جنگيد كه عالم بدانند از دين نبايد سود جسد و آن را در راه سياست استفاده نمود. قابل توجه كه بعد ها در زمان رنسانس اروپاييان به اين فرمول رسيدند و اكنون...
ولي چيزي كه اين روزها جوان ها و پيرهاي به گفته خود هيئت دار و خرج بده از حسين مي داند چيست! علم كشيدن و تعداد تيغ هاي علم؟ غذا چي دادن و چشم هم چشمي! آيا كسي هست توجيهي داشته باشد براي اين همه كارهاي عجيب و غريب؟ معني ريا چيست؟ آيا كسي هست اعتراضي كند بر احوال خود و روزگار؟
حرف از شهادت و مظلوميت و معصوميت شد. مي گفت من گريه مي كنم بر مظلوميت و معصوميت كودكان كربلا. آيا تا حالا اين انسان با خود فكر نكرده براي جواب دادن دليلي بهتر پيدا كند. آيا اصلا" به دليلي فكر مي كند؟
از سر چهار راه كه مي گذشتيم چندتا كودك و نشانش دادم و گفتم چرا براي اينها گريه نمي كني؟ با هم فرقي دارند آيا؟ با بودن اين كودكان، مي روي پشته دسته و براي كودكان آن دوران مي گريي؟ منتظري اين كودكان هم بميرند تا برايشان گريه كني؟ مثل اينكه خيالتان راحت است و هيچ ربطي بين شما و كودكان چهارراهي نيست، شايد ارتباط شما خالصانه تر از ما باشد، كه حال روز روزگار خويش را بدست خدا سپرده ايد و حرف از بزرگداشت گذشتگان مي زنيد، مي خواهم بدانم، منتظر چه نوع اجري هستيد؟
در انتها هم حرف خود را زدو خداحافظي كرد و رفت، درستا كه در فرمول دین هر كاري را از هركسي كه خواهی برایت انجام می دهد. حتي اگر خارج از شرف و منطق و دليل باشد.
از بحث زياد مي پرهيزم. چون مثل اين افراد زياد هستند و گفتن بي اثر، اميدوارم اين رسوم كه به نوع خود زيبا هستند را بر اساس هدف، دلايل و مطابق با ارادت واقعي انجام دهيم.
سعيد نظرات (5)
روز نوشته ها
( پنج شنبه 27 دی 1386 22:46:47 - بازديد : 377 )
سرما باعث مي شه آدمي تا مي تونه جم و جور بشه، تا مي تونه بره زير پتو و تكون به خودش نده. اين چند روزه اين اتفاقاتم براي منم افتاده. اين حال و هوا كسل كننده است ولي خاطراتي را به ياد مي ياره كه به كسل بودنش مي ارزه.
اين روزا كارو بارم كه تعطيل شده، به ميمنت روي گل حاج محمود محترم، كه به فكر همه اقشار جامعه بوده و هست خوش مي گذره! پول داره كه كار نمي كنه، بي پوله ام كه پول نداره بره بيرون، خوب اين دليل خوبيه واسه تعطيلات زمستاني!
امروز تو خبرها مي خوندم چندتا قايق پاسداران جلوي يك ناوچه آمريكايي شاخ و شونه كشيدند. جالب از اينكه ناوچه را تهديد به حمله كردند! ولي بعد از چرخش لوله توپخانه ناوچه روبه قايق ها، با احترام از اونجا گريختند. بعد از آن سخنگوي دولت سخن از حق ايران در نگهداري امنيت آبهاي بين المللي مي زند و آن را امري عادي خواند. نمي دانم از كي ايران را پاسبان آب هاي بين المللي كرند! فكر كنم مي خواستند به ملوان هاي خانم ناوچه تذكر بده اند كه چكمه نپوشند. ممكنه كاپتان را هوايي كنه!
از اين اخبار داغ كه بگذريم، بعد از ناهار به حمام مشرف شدم، زير دوش حس كردم دلم مي خواد برم كوه. سري اومدم بيرون زنگ زدم به دوست شفيقم، مثل هميشه گفت گرفتاره شديد. ماهم مثل سرخوردها تلفن و قطع كرديم و اندر انتظار تماس كسي!
بعد از تماس رفتم جاي هميشگي، اتاق سردم، هرچه شوفاژ و زياد مي كني خبري از گرما نيست، انگار گاز و جيره بندي كردند. حالا خوب است دومين منابع گاز دنيا را داريم حال و روزمان اينست، خدا بداد رسد اگر گازي در كار نبود! فكر مي كنم همش تقصير پنجره هاي بزرگ اتاقمه كه روبه پايتخت باز مي شه، از اين بالا همه چيز تحت كنترله، قدرتم عجب حسي داره ها!
سر ظهر بد گرفتار سايت دانشگاه ايلام و دوتا سايت ديگه بودم، خدا خيرشان دهد روز تعطيل و غير تعطيل سرويس مي خواند. جاي شكرشم باقيه، يكم سرحالم آوردتم، وگرنه افسرده مي شدم.
به هر حال شب شد و سرما، و من همچنان در انتظار تماس كسي!
سعيد نظرات (2)
روز نوشته ها
( چهار شنبه 19 دی 1386 02:34:55 - بازديد : 250 )
آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.