Image
صفحه نخست > یادداشت
عبور از خطوط قرمز

پخش سریال " ساعت شنی " باعث شگفتی بسیاری شده است. آنهایی که معمولا برای انتقاد از تلویزیون و عملکرد آن و اینکه رسانه ملی دارای ممیزی های بسیاری است ،با دیدن قسمت اول سریال تصمیم گرفتند برای مدتی هم که شده سکوت کنند. این سریال از همان قسمت اول رک و پوست کنده نشان داد که می خواهد مخاطب را با مسائلی غیر متعارف آشنا کند. مسائلی که بازگوکردن آن در جامعه ما هنوز هم در گوشی است و عموم مردم با آنها به صورت جدی آشنا نیستند. رحم اجاره ای" واژه ای است که به ندرت شنیده می شود اما آنهایی که با مسائل اجتماعی و درمانی آشنا هستند و کسانی که آسیب های جامعه را بررسی می کنند، می دانند که اجاره دادن رحم در چند سال اخیر به یک شغل پنهانی برای زنان بی سرپرست تبدیل شده است. نام شغل این زنان "حامل" می باشد. آنها در ازای دریافت پول به خانواده هایی که صاحب فرزند نمی شوند کمک می کنند تا طعم شیرین داشتن فرزندی که متعلق به خود آنهاست را بچشند. " ساعت شنی " بدون واسطه به این رویکرد نوپا در جامعه ما می پردازد. در شرایطی که حتی رسانه های مکتوب و تخصصی در کشورمان ترجیح می دهند از کنار این قضیه و بررسی بعد آسیب شناسی آن بگذرند و فقط وجه علمی آنرا بررسی کنند تلویزیون در یک حرکت غیر منتظره و در یک سریال نمایشی که بهترین بازیگران سینما و تلویزیون در آن ایفای نقش می کنند زنانی را به تصویر می کشد که به دلایل مختلف و مشکلاتی که دارند تصمیم می گیرند شغل "حامل" را برای خود انتخاب کنند. در سریال ساعت شنی در کنار این موضوعات بسیاری از مشکلات و آسیبهای اجتماعی که بیشتر انها به زنان مربوط است نیز به نمایش در می اید...زنان بی سرپرست ٬ اعتیاد٬ دختران فراری ٬ زنان خیابانی و ...پخش سریال "ساعت شنی" از شبکه یک سیما که به شبکه ملی نیز معروف است و در سراسر ایران و حتی دور افتاده ترین نقاط انهم قابل دریافت است نشان دهنده این موضوع است که تلویزیون به عنوان پرمخاطب ترین رسانه کشور عزم خود را جزم کرده است تا با نمایش معضلات پنهان جامعه به مسوولان گوشزد کند که نباید فقط پوسته ظاهر را دید و به سلامت ان خشنود بود چون شاید در زیر این لایه به ظاهر سالم عفونتی در حال گسترش باشد.چند سال پیش وقتی تلویزیون سریال"دوران سرکشی" را تولید و پخش کرد این جرات را به منتقدان و مسئولان داد که از معضلی به نام "دختران فراری" سخن بگویند و بپذیرند که جامعه ما در این زمینه دچار بحران شده است و اکنون باید منتظر بازتاب های پخش سریال ساعت شنی ماند.


واما سخنی با جناب دکتر الهام : جناب الهام لطف کنید زاویه دیدتان را به جامعه تغییر دهید ، کمی پنجره آن کپسولهای محافظت شده را پایین بکشید ، بدک نیست گه گاه به دور از تشکیلات محافظتی و سخنگو بودن و کلی عناوین، و فقط به عنوان یک فرد عادی در سطح جامعه حضور پیدا کنید و کمی هم مردم را تماشا کنید و با آنها زندگی کنید وگه گاه به مشکلات زنان و دختران همین جامعه گوش بدهید ، جامعه ای که شما در رابطه با آن گفته اید: «مباحثي كه اين سريال به تصوير مي كشد، در جامعه ما جايي ندارد. در كجاي جامعه ما، زنان اين گونه مادري مي كنند و عده اي نيز از اين طريق به تجارت مشغول مي شوند. آيا ادبياتي كه در چنين سريال هايي از زبان زنان جاري مي شود، ادبيات يك زن ايراني است؟آيا اين ها الگوهاي جامعه ما و زنان ما هستند؟ تصاويري كه اين سريال از شخصيت زنان به تصوير كشيده است، به قدري زننده است كه حتي زنان ما از تصور آن هم احساس قبح و شرم مي كنند. آيا ما هر نوع آسيب اجتماعي را صرف نظر از اين كه جامعه تا چه حد به آن مبتلاست، بايد به تصوير بكشيم؟اين سريال قبح شكني كرده و با توهين به شخصيت زنان، شخصيت آنان را تا حد زيادي پايين آورده است و باعث الگوسازي منفي در جامعه و هويت دادن به بي هويتي ها و بي فرهنگي ها و جرايم موجود شده است كه جز آثار منفي نتيجه ديگري نخواهد داشت.من معتقدم كه حتي تكرار مباحث موجود در محتواي برخي سريال ها متناسب با ارزش هاي اخلاقي جامعه ما نيست. »
به نظر من این سریال نتها به زن و جایگاه زن توهین نکرده است بلکه زن بودن را به زیبا ترین و عاشقانه ترین شکل ممکن نمایش می دهد ، زنی که باید شانه ها و دستهایی داشته باشد تا کل درد و رنج جهان را تحمل کند و دم نزند، زنی که باید صبور باشد ، مقاوم باشد.
تمام موارد ذکر شده در این سریال گوشه ای از درد و رنج زنان جامعه ما است ، اگر شما فکر می کنید که در جامعه ما این چنین معضلاتی وجود ندارد پس بدا به حال ما .
 اركيده   هنر Print چاپ (  سه شنبه 9 بهمن 1386  23:39:58 - بازديد : 352 )
 
1- مطلب بسیار خوبی بود. با اینکه قسمت هایی از این سریال رو دیدیم. متوجه موضوع آن نشده بودم. حالا افتاد برام.
در مورد این مبحث و نشان دادن آن در تلویزیون ایران. گهگاه تولید کنندهای سیما جرئت از خودشون نشان می دهند و به اینجور موضوعات می پردازند.
در انتها خوب نتیجه گیری کرده بودی. و نشون داد آدمهایی که در راس امور قرار دارند صورت مسئله رو راحت پاک کرده و به امور کار خود می پردازند. انتهای این کشور به کجا ختم می شود با خداست. چون از دست جانشینش خارج شده.

  سعید  (نوشته شده در : چهار شنبه 10 بهمن 1386 - 10:06:24)
2- چه جالب ولی من وقتی ایران بودم از تی وی فراری بودم حالا مشتاق شدم.ممنون که اکومدین به وبم بازم به روزهم.

  کودک  (نوشته شده در : پنج شنبه 11 بهمن 1386 - 17:52:12)
3- سلام اركيده جان
اي كاش به نقطه اي برسيم كه صدا و سيماي ما به عنوان يك رسانه فرهنگي نه تنها مشكلات را مطرح كنند بلكه راه حل هم براي آن ارائه بدهند و صرف مطرح كردن معضلات مشكلي را حل نمي كند . كه البته اين كار مستلزم يك كار فرهنگي ريشه اي است .
موفق باشي .

  بهار  (نوشته شده در : شنبه 13 بهمن 1386 - 09:21:06)
4- سلام .. وبسایتتون مبارک /... همه اینها واقعیته اما بعضیها دوست ندارن چشمشون رو روی واقعیت ها باز کنند.

  قصه شاه پریون  (نوشته شده در : يک شنبه 14 بهمن 1386 - 09:13:06)
5- سلام...واقعا مطلب درستی بود ..امیدوارم آقایون درست بشند.

  حسین  (نوشته شده در : چهار شنبه 17 بهمن 1386 - 19:15:47)
متن نظر (کمتر از 1000 کاراکتر)

نام
پست الکترونيکی / وب سايت








نظر شما درباره قالب وبلاگ چيست؟

 زیباست
 کم رنگ است
 مناسب است
 نا مناسب است

 

آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.


تعداد افراد آنلاين: 3 نفر

 

RSS - XML - 

Powered by : homablog ver2.2