Image
صفحه نخست > یادداشت
گر دين و آييني نداري، حداقل آزاده باش

ديشب با يكي از دوستان حواشي ساعات هفت داشتيم از دفتر رهگذر خانه مي شديم. في مابين داخل ماشين موزيكي در جريان بود. گير كه چرا آهنگ گذاشتي، حالا آهنگ خاصي هم نبود، از اين شعرهای مصيبت بار كه با آهنگ شاد مي خوانند. مثل یک آبنبات ترش. گفتم چرا؟ گفت اين روزها مي بايست حس، گرفتگي و افسوس داشته باشيم. منم گفتم وا!!

خنده ام گرفت، ياده حرف ديروز مجري راديو افتادم كه با تاسف و سوز مي گفت امام حسين: در جنگ زماني كه داشت ضربه شمشير مي زد يارانش را براي زندگي بهتر راهنمايي مي كرد. جالب نيست به نظر شما! يقينا" كسي اونجا براي مكتوب كردن سخنان امام حسين در جنگ حظور داشته! از اين سخنان مي شه برداشت كرد كه اولين بار امام حسين نمونه استفاده جعبه سياه رو ابداع كرده!!

خلاصه صحبتمان بالا گرفت، من در جواب سخنان ايشان فرمودم اين گريه و عزاداري و شاواش دادن مردم ايران براي كار امام حسين كار صحيحي نيست. از ديد من بايد هدف ايشان بررسي بشه. بنظرم هدف امام حسين براي اين اقدام ( اميدوارم بدانيد كه امام حسين در جنگ با ايران حظور داشت و در كنار ياران يزيد با ايرانيان جنگيد، البته با نام گسترش اسلام كه بعدها فهميدم بيشتر دليل حمله اعراب براي ثروت ايران و غرامت جنگي و زنهاي ايراني بوده است.) نگرش اشتباه يزيد به اسلام بوده است. چون يزيد در آن زمان فرمول استفاده دين را براي حكومت كردن مطلق بر آدميان را فهميده بود و از اسلام خوب سود مي جست. و امام حسين جنگيد كه عالم بدانند از دين نبايد سود جسد و آن را در راه سياست استفاده نمود. قابل توجه كه بعد ها در زمان رنسانس اروپاييان به اين فرمول رسيدند و اكنون...

ولي چيزي كه اين روزها جوان ها و پيرهاي به گفته خود هيئت دار و خرج بده از حسين مي داند چيست! علم كشيدن و تعداد تيغ هاي علم؟ غذا چي دادن و چشم هم چشمي! آيا كسي هست توجيهي داشته باشد براي اين همه كارهاي عجيب و غريب؟ معني ريا چيست؟ آيا كسي هست اعتراضي كند بر احوال خود و روزگار؟


حرف از شهادت و مظلوميت و معصوميت شد. مي گفت من گريه مي كنم بر مظلوميت و معصوميت كودكان كربلا. آيا تا حالا اين انسان با خود فكر نكرده براي جواب دادن دليلي بهتر پيدا كند. آيا اصلا" به دليلي فكر مي كند؟

از سر چهار راه كه مي گذشتيم چندتا كودك و نشانش دادم و گفتم چرا براي اينها گريه نمي كني؟ با هم فرقي دارند آيا؟ با بودن اين كودكان، مي روي پشته دسته و براي كودكان آن دوران مي گريي؟ منتظري اين كودكان هم بميرند تا برايشان گريه كني؟ مثل اينكه خيالتان راحت است و هيچ ربطي بين شما و كودكان چهارراهي نيست، شايد ارتباط شما خالصانه تر از ما باشد، كه حال روز روزگار خويش را بدست خدا سپرده ايد و حرف از بزرگداشت گذشتگان مي زنيد، مي خواهم بدانم، منتظر چه نوع اجري هستيد؟

در انتها هم حرف خود را زدو خداحافظي كرد و رفت، درستا كه در فرمول دین هر كاري را از هركسي كه خواهی برایت انجام می دهد. حتي اگر خارج از شرف و منطق و دليل باشد.
از بحث زياد مي پرهيزم. چون مثل اين افراد زياد هستند و گفتن بي اثر، اميدوارم اين رسوم كه به نوع خود زيبا هستند را بر اساس هدف، دلايل و مطابق با ارادت واقعي انجام دهيم.
 سعيد   روز نوشته ها Print چاپ (  پنج شنبه 27 دی 1386  22:46:47 - بازديد : 377 )
 
1- سلام آقا سعید
از آبنبات ترش حال کردم
و بانظرت در مورد اون بچه ها کاملا موافقم ولی اگه این عزاداری ها و نزرها و . . . درست باشه فکر میکنم که دیگه خیلی از مشکلا حل بشه

  پیام  (نوشته شده در : جمعه 28 دی 1386 - 21:38:14)
2- سلام . مطلبت رو خوندم در کل موافق بودم فقط با یه قسمت هاییش نتونستم کنار بیام . فکر کنم تو این زمینه باید مطالعه کنم . اون دوستت هم منظوری نداشته . فقط خواسته بگه این روزها یه جورایی حرمت و احترام داره وگرنه که عمل آدم باید درست باشه اهنگ گوش کردن یا نکردن زیاد مهم نیست . کودکان چهار راهی جای خود دارند و احترام به خاندان پیامبر هم جای خودش رو داره .کودکان سرچهار راه رو باید نهاد های اجتماعی و مدنی ما تحت پوشش قرار بدن و این نهادها باید انقدر درست کار کنند و فعالیت داشته باشند که بتونن این بچه ها رو سر و سامون بدن .

  orkide  (نوشته شده در : شنبه 29 دی 1386 - 20:53:49)
3- در ضمن تو چرا انقدر غلط املایی داری اگه من معلمت بودم اول گوشت رو می گرفتم و بعد کلی جریمه بهت می دادم و مجبورت می کردم از نو بری مدرسه و شروع کنی الف ، ب نوشتن .حالا اگه من این همه غلط داشتم اول خفم می کردی بعد هم هزار دفعه می گفتی «درست بنویس» . آدم باید درست بنویسه
غلط هات رو درست کن و از رو هر کدوم یه صفحه بنویس :
حس و یاد رو ه اخر رو بردار غرامت ،حضور، جست ، توجیهی ، اجر، رسوم
ازاین به بعد هم حق نداری شکلات ترش بخوری . باید شکلات شیرین بخوری ، حتی اگه شیرینی هم دوست نداشته باشی

  orkide  (نوشته شده در : شنبه 29 دی 1386 - 20:57:21)
4- در خصوص احترام به خاندان پيامبر با شما موافقم. ولي من حرفي در اين خصوص نگفته بودم. در زمينه غلط املايي به چشم اطاعت امر.

  سعيد  (نوشته شده در : شنبه 29 دی 1386 - 22:27:07)
5- 1- وبلاگت مبارك - هم طراحيش باحاله هم مطالبش ...هوم..... فقط متن گزينه هاي نظرخواهي رو ميشد بهتر بذاري (همپوشان و تقيض اند)
2- مطلب جالبي بود، به نظر من طبل وعلم و سنج و ... بد نيست اما تا جاييكه فقط ظاهر عقايد رو بسازن و باعث يادآوري باطن عقايد بشن نه اينكه اصل موضوع بشن و جايگزين تفكر اصلي سازنده آن حادثه.
اما انگار هر سال طبلهاي خالي اي بزرگتر مي شوند كه ما رو ياد هيچ باور و تفكري نمي اندازن.
3- منتظر مطالب بعدي ام ... موفق باشي

  حميد  (نوشته شده در : يک شنبه 30 دی 1386 - 00:53:05)
متن نظر (کمتر از 1000 کاراکتر)

نام
پست الکترونيکی / وب سايت








نظر شما درباره قالب وبلاگ چيست؟

 زیباست
 کم رنگ است
 مناسب است
 نا مناسب است

 

آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.


تعداد افراد آنلاين: 2 نفر

 

RSS - XML - 

Powered by : homablog ver2.2