Image
صفحه نخست > یادداشت
قسمت

قسمت همین بود که زمستون اول بهار و آخر پاییز ما باشه .
قسمت همین بود که روی برف بسازمت و پشت برف گمت کنم .
حالا که نفسام گزگز می کنه ، حالا که چشمام نه به سوز سرما که به سوز نبودنت کرخت شده ، حالا که هر گوشه زندگی یه تیکه از لحضه هات و پیدا می کنم و بو می کنم و دوره می کنم ، حالاست که می فهمم زمستون یه حسه ، نه یه فصل ، زمستون یه قراره ، نه یه حقیقت زمستون امسال خیلی حقیقی و طولانیه ، زمستون امسال انگار تموم نمی شه ، زمستون امسال هر روز داره شروع می شه ، هر روز سردتر از دیروز ، سردتر و سردتر.
 اركيده   دل نوشته Print چاپ (  يک شنبه 23 دی 1386  00:13:41 - بازديد : 393 )
 
1- از مطلبت خيلي خوشم آمد. حيف آمد كامنت نزارم.

  سعيد  (نوشته شده در : يک شنبه 23 دی 1386 - 00:32:22)
2- خیلی سنگین بود و تلخ. بعد از یه روز سگی پر از اشک و دود سیگار و قهوه تلخ زهر ماری تو یه کافی شاپی که اسمش رو هم یادم رفته فقط یادم مونده سر یخچال بود؛ وقتی گفتی پاشو بیا کامنت بذار دلم یه دل نوشته خواست. یه کم فقط یه کم شیرین. انقدری که تلخی و سرگیجه این ultra light های لعنتی رو از سرم بندازه. ولی به قول خودت قسمت انگار. داشتم می یومدم به همین سرمای وحشتناک فکر می کردم. امروز مهرنوش می گفت سرما از دلته. وگرنه آدم تو جایی که همه از گرما دارن کرخت می شن می لرزه؟

پ.ن: اگه نوشته خودت بود معرکه بود. هر چند سردتر از دیروز محاله بشه. دیروز فاجعه ای بود توی زندگی ام از سرما!
این وب ما رو هم خوب می یای ها !

  مهرگان  (نوشته شده در : يک شنبه 23 دی 1386 - 19:40:34)
3- سلام
نمی دونم چرا کسی من و اینجا دعوت نکرده!
(رو رو داشتین.! دیر اومدم و زود می خوام برم)
فقط اینکه تو این سرما.حسابی گرم پوش کنین و حوای آبجی ما رو هم داشته باشین.این روز ها خیلی تنها است)
یا حق

  ایرانی___________وحید  (نوشته شده در : دو شنبه 24 دی 1386 - 18:08:24)
4- سلام
دلت رو بسپر بهش تا با همه ي وجود با همون نفسي كه پر از عشق گرمش كنه مطمئن باش همين زمستون سرد و برفي از صد تا بهار بيشتر معجزه ي تولد دوباره رو نشونت ميده .

از يادداشت امروزت خيلي خوشم اومد :)

در ضمن نمرت هم شد 19 حالا چراش بمونه بعدا بهت ميگم

  قاصدك  (نوشته شده در : دو شنبه 24 دی 1386 - 23:17:42)
متن نظر (کمتر از 1000 کاراکتر)

نام
پست الکترونيکی / وب سايت








نظر شما درباره قالب وبلاگ چيست؟

 زیباست
 کم رنگ است
 مناسب است
 نا مناسب است

 

آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.


تعداد افراد آنلاين: 2 نفر

 

RSS - XML - 

Powered by : homablog ver2.2