|
همه میآیند که بروند با بهانههایی به سادگی "تقدیر ناگزیر"
و نترسیم از مرگ؛
مرگ پایان کبوتر نیست.
مرگ وارونه یک زنجیره نیست.
مرگ در ذهن اقاقی جاری است.
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید.
مرگ با خوشه انگور می آید به دهان.
مرگ در هنجره سرخ گلو می خواند.
مرگ مسئول قشنگی پرشاپرک است.
مرگ گاهی ریحان می چیند.
مرگ گاهی ودکا می نوشد.
گاه درسایه نشسته است و به ما می نگرد.
و همه می دانیم، ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است.
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپرها صدا می شنویم :
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه عشق
پ ن : قرار بود مطلب دیگه ای بنویسم که با خبر شدم مهران قاسمی عزیز از میان ما رفت. به همسرش و جامعه مطبوعات ایران تسلیت می گم و برای ̎سارامعصومی̎ عزیز ازخداوند صبری فراوان خواهانم.
1- سلام ... مباركه . . به اميد گرمي دلامون تو اين قحطي مهربوني
قاصدک
(نوشته شده در : جمعه 21 دی 1386 - 19:56:02)
|