Image
صفحه نخست > یادداشت
حيف كه مانده پيش من، خاطراه ات بجاي تو...

خسته تر از صداي من، گريه بي صداي تو
حيف كه مانده پيش من، خاطراه ات بجاي تو

رفتي و آشناي تو،بي تو غريب ماند و بس
قلب شكسته اش ولي، پاك و نجيب ماند و بس

طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره كن، دل به ستاره ها بزن

تكيه به شانه ام بده، دل به ترانه ام بده
راوي آوراه گي ام، راه به خانه ام بده

خسته تر از صداي من، گريه بي صداي تو
حيف كه مانده پيش من خاطراه ات، بجاي تو

يكسره فتح مي شود، با تو اگر خطر كنم
سايه عشق مي شوم، با تو اگر سفر كنم

شب شكن صد آينه، با شب من چه مي كني؟
اين همه نور داري و ، صحبت سايه مي كني

وقت غروب آرزو، بُِهت مرا نظاره كن
با تو طلوع مي كنم، ول وله ي دوباره كن

بي تو چه فرق مي كند، زنده و مرده بودنم
كاش خجل نباشم از، زخم نخورده بودنم

خسته تر از صداي من، گريه بي صداي تو
حيف كه مانده پيش من، خاطراه ات بجاي تو

رفتي و آشناي تو،بي تو غريب ماند و بس
قلب شكسته اش ولي، پاك و نجيب ماند و بس

”اين ترانه نمي دانم مال كيه؛ اما دوستش دارم.“
 سعيد   ادبيات Print چاپ (  دو شنبه 12 آذر 1386  13:40:27 - بازديد : 197 )
 

متن نظر (کمتر از 1000 کاراکتر)

نام
پست الکترونيکی / وب سايت








نظر شما درباره قالب وبلاگ چيست؟

 زیباست
 کم رنگ است
 مناسب است
 نا مناسب است

 

آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.


تعداد افراد آنلاين: 3 نفر

 

RSS - XML - 

Powered by : homablog ver2.2