|
زغال شوم قسمت...
رگه هاي عصيان در پيشانيم كلفت مي خزند
و چشم هايم پر از، تارهاي قرمز شمشيري
دست بر مي دارم بر انتقام
گويي، ضامني، مي زندم
حال که جفت، دو تا انگشتم، اشاره مي رود ترا
رمالي، كف دستم را بديد و بگفت
اين زغال شوم قسمت را، همينطور مي بايست زد.
1- سعید جان تو عاشق کسی هستی که امیدوارم هرگز بهش نرسی
ستایش
(نوشته شده در : چهار شنبه 26 شهريور 1387 - 18:28:48)
2- شما كي هستيد؟ كه اينقدر وقيحانه آرزوي نرسيدن به عشقمو مي كنيد؟؟
سعيد
(نوشته شده در : چهار شنبه 26 شهريور 1387 - 23:09:11)
|