|
تو كجا، عاشقي كجاست...
اينجا ديگه آخر راست
پاي تو موندن اشتباست
توهم، يكي مثل همه
تو كجا، عاشقي كجاست
چي فكر مي كردم و چي شد
عاشقي هركي هركي شد
بس كه دروغ بود تو چشات
آينه كج شد، پاره مي شد
حيف من و اون همه عشق
اون همه باور و يقين
خيال مي كردم، عاشقي
سادگي منو ببين
كاش مي دونستم، كه دلت
فقط يه بازيچه مي خواست
برام از عاشقي نگو
تمومه هرچي بين ماست
گفتگي خرابه هم بشيم
گفتي، كه همسفر بشيم
گفتي توعشق، بيشتر از اين
كمتر از اين، كمتر بشيم
گفتي، ولي پا نبودي
آدم اين راه نبودي
ادعا، پشت ادعا
مال اين حرفا نبودي
بايد برم، بايد برم
برم، ازت دل بكنم
برم و دورشم از چشات
تا خودم و پيدا بكنم
|
|
|
آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن شاید خیلی زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها باید تجربه شود.
سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.
تعداد افراد آنلاين: 2 نفر
 -  -
|