Image


تا روي ماه تو نمی بینه، دل رنگ شادی رو نمی بینه
سهم دلم اینه، تنها و غمگینه، یه روز خوش نمی بینه
یاد تو شعرام و می سوزونه، امروز و فردا مو می سوزونه
تا دوری از خونه، این خونه ویرونه، حالم منم پریشونه
شب جای چشمات و نمی گیره، حتی دنیا جات و نمی گیره
اشک از چشمام سیره، می ریزه می میره، دلم اروم نمی گیره
با من و دلتنگی تو این چاردیواری، تنها مونده از تو یه عکس یادگاری
مردم از صبوری از این همه دوری، می گی طاقت بیار آخه بگو چه جوری
دیگه نمی تونم دور از تو بمونم، می خوام از تو بگم تا آخر دنیا دلتنگتم


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  ادبيات (پنج شنبه 27 ارديبهشت 1391   22:06:17 - بازديد : 6)
 





Articolo سعيد Comment نظرات (0)  یادگاری (يک شنبه 23 ارديبهشت 1391   08:55:46 - بازديد : 12)
 

انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود:
توانِ دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن
توانِ شنفتن , توانِ دیدن و گفتن ,توانِ اندُهگین و شادمان‌شدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان.
انسان دشواری وظیفه است.


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  ادبيات (يک شنبه 2 ارديبهشت 1391   08:09:45 - بازديد : 45)
 

نه حَسْبِ حالی،
نه حوصله‌ای،
نه حواسی!
ميز، ليوانِ آب، پنجره، ماه، سايه‌روشنِ راه،
کلمات، کاغذ سفيد، نقطه، نزديکی‌های سَحَر،
نی، نا، ها، و هی همين چيزهای معمولی،
و نوری که از درزِ پرده،
پیِ کشفِ اسامیِ اشياء آمده است.
ديگر چه بنويسم جز اين حَسْب و حالِ خراب،
جز اين بيداریِ بی‌حواس،
جز اين هوا که حلقه می‌بندد سپيد،
هم از طعمِ خالیِ خواب و
هم از تلخابه‌ی توتون!


بندِ کفش، پای چپ، گرهِ کور / يوماآنادا / سيد علی صالحی


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  ادبيات (چهار شنبه 29 فروردين 1391   23:17:44 - بازديد : 45)
 

دنیا کوچک تر از آن است
که گم شده ای را در آن یافته باشی
هیچ کس اینجا گم نمی شود
آدمها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بی رحم ترینشان در برف.
آنچه به جا می ماند
رد پایی است
و خاطره ای که هر از گاه
پس می زند مثل نسیم سحر
پرده های اتاق ات را...!


کبریت خیس / عباس صفاری


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  ادبيات (سه شنبه 28 فروردين 1391   08:14:20 - بازديد : 57)
 

چقدر خوبه آدم به يه چيزي باور داشته باشه
و چقدر خوبه چيزي كه باورش داري واقعيت داشته باشه
اما...
واقعيت هميشه تلخ نيست، گاهي آنقدر شيرين است كه ديگر دلت نمي خواهد چيزه ديگري را تجربه كني...


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  دل نوشته (جمعه 17 فروردين 1391   14:04:04 - بازديد : 47)
 

... از هم گـــــــــریختیم
و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ
بر خاک ریختیم
جان من و تو تشنه پیوند مهر بود
دردا که جان تشنه خود را گداختیم
بس دردناک بود جدایی میان ما
از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم
دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت
اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنین که میان من و تو بود
دردا که چون جوانی ما پایمال گشت
با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود
من بارها به سوی تو بازآمدم
ولی
هر بار دیر بود
اینک من و تو ایم
دو تنهای بی نصیب
هر یک جدا
گرفته ره سرنوشت خویش
سرگشته
در کشاکش طوفان روزگار
گم کرده
همچو آدم و حوا بهشت خویش ...!


راهی و آهی / منتخب هفت دفتر شعر / هوشنگ ابتهاج


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  ادبيات (دو شنبه 13 فروردين 1391   11:06:25 - بازديد : 61)
 

دل گمراه من چه خواهد کرد
با بهاری که می رسد از راه؟
ِیا نيازی که رنگ می گيرد
در تن شاخه های خشک و سياه

من ز شرم شکوفه لبريزم
يار من کيست ، ای بهار سپيد؟
گر نبوسد در اين بهار مرا
يار من نيست، ای بهار سپيد

دشت بی تاب شبنم آلوده
چه کسی را بخويش می خواند؟
سبزه ها، لحظه ای خموش، خموش
آنکه يار منست می داند!

در بهار او ز ياد خواهد برد
سردی و ظلمت زمستان را
می نهد روی گيسوانم باز
تاج بوسه هاي سوزان را

ای بهار، ای بهار افسونگر
من سراپا خيال او شده ام
در جنون تو رفته ام از خويش
شعر و فرياد و آرزو شده ام

می خزم همچو مار تبداری
بر علفهای خيس تازهء سرد
آه با اين خروش و اين طغيان
دل گمراه من چه خواهد کرد؟


فروغ


پ.ن : فروغ، هم درديم...


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  ادبيات (دو شنبه 6 فروردين 1391   00:10:31 - بازديد : 77)
 

نمي دانم در چه حسي بودم كه اين نوشته را نوشتم... ولي حالا كه مي خوانمش سرشار از تو بودن را حس مي كنم...


آه ستاره سپيده من، بر آسمان من خطي بكش
بگذار مردي باشم براي يك نسل، بگذار سرفصلي باشم براي يك كتاب
انگشت در انگشتانم بگذار، چشم در چشمانم بسپار
بگذار زيبايت مرا مست كند، بگذار مهرت مرا وصل كند
بگذار به عمق تعلقم به تو، فكر كنم و با تعلق ترين آدم اين خاك شوم


خاطرات چگونه مرا تكه تكه مي كنند...
اين پست ...


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  خاطرات (يک شنبه 21 اسفند 1390   22:08:42 - بازديد : 76)
 

پيدايم كن
.
.
از فال ته فنجان هايت
از روي ردپاي كلماتم
.
.
پيدايم كن


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  دل نوشته (چهار شنبه 10 اسفند 1390   21:04:31 - بازديد : 93)
 

وقتي هر روز مي بينمت، جوابي است به نديدن سالهاي من
و هر وقت منتظرم نمي گذاري، آب سردي است بر آتش سالها انتظار من


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  روز نوشته ها (شنبه 6 اسفند 1390   21:54:18 - بازديد : 140)
 

When will I see you again
You left with no goodbye
Not a single a word was said
No final kiss to seal any sins
I had no idea in the state we were in
I know I have a fickle heart
And a bitterness and a wandering eye and a heaviness in my head
But don't you remember
Don't you remember
The reason you left me before
Baby, please remember me once more
When was the last time
You thought of me
Oh have you completely erased me from your memory
I often think about where I went wrong
The more I do the less I know
I know I have a fickle heart
And a bitterness and a wandering eye and a heaviness in my head
But don't you remember
Don't you remember?
The reason you left me before
Baby, please remember me once more
Gave you the space so you could breathe,
I kept my distance so you would be free,
And hope that you find the missing piece,
To bring you back to me,
Why don't you remember?
Don't your remember?
The reason you left me before
Baby, please remember me once more
When will I see you again



Don't you remember / Adele
Music Download


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  هنر (دو شنبه 1 اسفند 1390   22:35:26 - بازديد : 88)
 

گابریل گارسیا مارکز به سرطان لنفاوی مبتلاست و می‌داند عمر زیادی برایش باقی نیست.
بخوانید چگونه در بخشی از یک نامه‌ی کوتاه جملاتی چنین زیبا می گوید :
اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ...


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  روز نوشته ها (شنبه 29 بهمن 1390   22:44:33 - بازديد : 100)
 

هميشه در روي يك پاشنه نمي چرخد
خوشحالم اين روزها كه كسي هست، در را روي پاشنه دري ديگر بچرخواند.


Articolo سعيد Comment نظرات (1)  دل نوشته (جمعه 21 بهمن 1390   14:35:54 - بازديد : 189)
 

مي دانم هرچقدرهم كه درست باشه بازم غلطه ...
و اينكه نتوني سرت و بالا بگيري و راجبش حرف بزني درستش نمي كنه.
.
.
سعيد، اين خودتي، خودتي كه به خودت پشت كردي ...


Articolo سعيد Comment نظرات (0)  روزمرگي (پنج شنبه 29 دی 1390   22:55:09 - بازديد : 193)
 


آخرين درجه حيا آن است كه انسان از خودش حيا كند. علي (ع)






نظر شما درباره قالب وبلاگ چيست؟

 زیباست
 کم رنگ است
 مناسب است
 نا مناسب است

 

آزادي، این کلمه پنج حرفی کمترین هدف خلقت ماست که البته به دلایل زیادی از ما دریغ میشود. مهم نیست من کی ام و چه کاری میکنم ... مهم این است که در پی آزادی و دستیابی به آن زمین خوردن ها و دوباره برخاستن ها را باید تجربه كنم.
در اينجا سعی در روایت مشاهدات و نظراتم بر اساس باورهای درونی خود و در چهارچوب ادبيات دارم.


تعداد افراد آنلاين: 1 نفر

 

RSS - XML - 

Powered by : homablog ver2.2